تبليغاتX
به نام یگانه هستی بخش

به نام یگانه هستی بخش

LOVE...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

یا علی....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد  | 

شب قدر...

                   

انا انزلناه فی لیله القدر. وما ادراک ما لیله القدر. لیله القدر خیر من الف شهر. تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر. سلام هی حتی مطلع الفجر.

و ما "آن" را در شب قدر فرود آوردیم. وچه می دانی که شب قدر چیست. شب قدر از هزار ماه برتر است. فرشتگان و آن روح در این شب فرود می آیند. به اذن خداوندشان و از هر سو بر این شب سلام می کنند تا آنگاه که سپیده دم می زند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

هر چی...

هر چی عطر گل یاسه مال تو هر چی احساسه نیاره مال تو هر چی حرفای قشنگه مال تو هر چی گوشه و کنایست مال من هر چی آهنگه قشنگه مال تو صدای ساز شکسته مال من کوه بیستون با نقشش مال تو همه تیشه و رنجش مال من هر چی آسمون صافه مال تو هر چی ابرای سیاهه مال من هر چی روزای بلنده مال تو یه شب سیاه ابری مال من اون شبای پرستاره مال تو یه دونه ماه و نشونش مال من هر چی دریاست توی دنیا مال تو یه چیکه قطره بارون مال من تموم رنگای عالم مال تو یه دونه رنگ قشنگش مال من ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

فرق من و تو...

فرق من و تو: گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

عاشقانه ترین...

عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و پارو زنان سوي تو فرستادم... وقتي به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد  | 

در ...

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان .

  قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به

 تنهايي و مرگ Image . كنار چويه دار از من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم

 به تو بگويند : ... دوستت دارم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

نگاهی گرم...

نگاهی گرم بر یاس کردم

                    تو را در برگه گل احساس کردم

                                              خلاصه در کلاس ناز چشمات

                                                                       دو واحد عاشقی رو پاس کردم

                                             

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

به یاد دوست خوبم...

            

به یاد دوست خوبم  اسماعیل آزادیخواه روحش شاد و یادش گرامی باد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد  | 

از صدای...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد  | 

مگر...

دستم بوي گل ميداد ، مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند 

ولي   هيچ  کسي   فکر   نکرد   شايد   گلي  کاشته  باشم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

دل تنگ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

بیا...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد  | 

بودیم...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

اگه...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد  | 

تنها...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

نمی بخشمت...

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

مرسی...

مرسی از تمامی شما به خاطر اینکه به یادم بودین و تولدم رو به من تبریک گفتین.

ممنونم  

                                                  مدیریت وبلاگ( voroojak_md@yahoo.com )

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد  | 

...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

سکوت...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

زندگی...

                           

زندگي سه چيز است : اشكي كه خشك مي شود لبخندي كه محو مي شود يادي كه مي ماند و فراموش نمي شود.



+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

برای او...

برای او می نویسم                       

 او که تنش بوی گلهای سرخ را می دهد       

برای او که جادوی کلامش زیباترین لغت را قلم می زد

برای او که قلبش به وسعت دریاست           

 و قایق قلب من در آن غرق شد              

رفت و من تنها تر از تنها شدم                 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

دلم تنگ می شود...

دلم تنگ می‌شود حتی وقتی در کنارم هستی دلم تنگ می‌شود انگار خنده‌هایت را باید دزدید و پرده جلوی چشمانت را باید کنار زد دلتنگی‌هایم را می‌شویم خوابهایم را هم قایم خواهم کرد باید بیشتر زمزمه کرد و آواز خواند چقدر نبودمان زیاد است باید بیشتر با هم بود دلتنگی‌هایم را می‌شویم خستگی چشمهایم را در پشت رنگها قایم می‌کنم ولی از دیرآمدنت رنگهایم هم به خواب می‌روند باز هم بیدارم باید بیشتر با هم بود .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

دیشب...

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد 

دوست دارم...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد